خرید بک لینک

خورشید با نور طلایی رنگش در خیال کودکی ما بساط خود را در پشت کوه های روستایمان قایم کرد...
درختان بلند نخل در آرامشی دل انگیز  بعد از یک روز کامل از رقص شاخ و برگهایشان خیال استراحت داشتند....
پدران و مادران زحمت کش ما  از کارهای سخت و طاقت فرسا دست کشیده بودند. ..
عطر روح نواز نان تنوری مادرانمان،
 فضای روستا را مملو از صفا و مهر و یکرنگی کرده بود...
تن های خسته، اما شکر گزار با آفتابه های مسی اما با نیتی از جنس طلا...
 دستان پینه بسته و صورتهای خسته اما پر از خیر و برکت بزرگترهایمان  خود را با وضو صفایی دیگر بخشیدند در این حین طنین صدای دلنشین مطلب اذان نیلوبلاگ ، فضای روستای کوچک، اما ؛پر ازصفای ما را طراوتی فراموش ناشدنی بخشید. مطلب وقت نیلوبلاگی که در پشت بام خانه ی گلی محصور باغ های خرما؛ صدایش را می شنیدیم. انگار در دنیایی به بزرگی دلهای با صفای پدران و مادرانمان مشق عشق می نمودیم. هنوز صدای اذانگوی نوجوان که بیش از چهل و اندی سال پیش خوانده شد ،در گوش من و اهالی روستاهای #نی_پهن_ومطلب گزین نیلوبلاگ به یادگار مانده است و موذن خوش صدا و بزرگوار وعزیز کسی نبود جزء آقای: #سالار_شرفی_در_روستای_گزین_مطلب سومار نیلوبلاگ برای این چهره محبوب و دوست داشتنی و خانواده ی گرامیشان آرزوی صحت و سلامت و عاقبت بخیری را از خداوند یگانه مسئلت می کنم .یاد روزهای تکرار ناشدنی و برگشت ناپذیر بخیر
با احترام 
سیروس انصاری نیا

لینک کانال#نخل_سومار  

برچسب: نویسنده: نرگس طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 11:33

صفحه بندی